داستانی که فقط 18+ سال بخوانند

این داستان را فقط افراد بالای 18سال بخوانند

یک خانم روسی و یک آقای امریکایی باهم ازدواج کردند وزندگی شادی را در سانفرانسیسکو گذراندند  طفلکی خانم انگلیسی بلد نبود اما می تونست با شوهرش ارتباط برقرار کند.
.

یک روز زن میخواست ران مرغ بخرد اما نمیدانست ران مرغ به انگلیسی چه میشود پس به مغازه رفت و اول دست هایش را از دو طرف باز کرد و شبیه مرغ بال بال زد و سپس پایش را بالا آورد و رانش را به قصاب نشان داد قصاب منظورش را فهمید و به او ران مرغ داد

روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست که  سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ در آورد بعد دگمه های پالتویش را باز کرد و به سینه اش اشاره کرد قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد

.

روز سوم خانم ، طفلک می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا کند تا این یکی را به فروشنده نشان بدهد. این بود که شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد

…………

به علت ...بودن داستان مجبور شدم بقیه داستان رو براتون فیلتر کنم.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خیلی منحرفید!

کجاست؟ حواستون

شوهرش انگلیسی صحبت می کرد.

 

/ 14 نظر / 201 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محدثه

سلام دوست عزیز. خیلی وبلاگ با حالی داری. امروز اولین روز افتتاح وبلاگمه. خوشحال میشم یه سری به وبلاگم بزنی.بای بای بای

mahsima

kheili bahal booooooooooooooood[ماچ][نیشخند]

mahsima

[چشمک]age khasti b veb lagam bia IL SEE YOU THERE BABY

sanaz

kheyli bahal boood koli khandidim

مهسا

اخر حالگیری بود

المیرا

زیاد جالب نبود. ضایعمون کردی.

اکبر

کس ننت با این داستاننت

اسما

نمی سد حشری بزاری چیز ..............کنم؟[ماچ]

زیزیگولو

تنها سایتی هست که میبینم واقعا +18 گذاشته ممنون ولییییی 1دونه کم نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امید

خخخخخخخخخخخخخخهههههههههههههههههخخخخخخخخخخخخهههههههههههههههخخخخخخخخخخخخخههههههههههه